|
همه صف کشیدن اینجا که منو به دست بگیرن
اما من هنوز سوال هایی دارم که باید جواب بگیرم
تو که زاییدی منو در به در کردی منو
فکر اینا تو نکردی واسه چه اوردی منو
قراره من چیکاره شم وقتی که تو دنیا باشم
وقتی که لحظه لحظه هام با سختی رو به رو بشم
یه سئوال دارم از تو تو که گفتی بودی هستم
واسه تو همیشه مستم
پس چرا نموندی با من
رفتی بردی ز یادم
حالا اومدی چیکار سر قبر من هوار
اما فایده ای نداره این همه گریه و زار
تنهایی باورم شده تاریکی همدمم شده
گریه نیمکنم دیگه غم از دلم جدا شده
|